ساحل
HIGH SCHOOL MUSICAL
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
چاقالو دوست کوچک من است.
او خیلی مهربان است.
من این اسم را برایش گذاشته ام. چون او با اینکه کوچولوست، خیلی چاق است.
وقتی دستم را روی سرش می کشم، گوشهایش را بالا می گیرد و هی تکان می دهد.
او نمی تواند حرف بزند، برای همین با گوشهایش از من تشکر می کند.
وقتی یک بار گوشش را تکان می دهد، یعنی یک تشکر از من می کند.
وقتی چند بار گوشش را تکان می دهد، یعنی خیلی خیلی تشکر می کند.
چاقالو کوچولو با من بازی هم می کند.
او چشمهایش را می بندد و من می دوم و پشت مادرم قایم می شوم.
آن وقت چاقالو کوچولو می گردد و آخرش هم پیدایم می کند.
اما هر وقت او خودش را قایم می کند، من نمی توانم راحت پیدایش کنم.

سال نو همه مبارک
می دونم خیلی دیره ،ولی پوزش
بعلت مسافرت دیر اومدم
برای همه سال خوبی رو آرزومندم
دوستون دارم

نظرتون درباره ی این دخترا زیبا چیه؟
من که فکر می کنم دارن برای کریسمس جشن میگیرن
خوش به حالشون
سلام به همه ی اونایی که شب یلدا رو دوست دارن
امشب اولین شب زمستان و بلندترین شب سال
است.
یلدای همه مبارک
امیدوارم هر آرزویی دارین تو این شب بهش برسین
همتون دوست دارم.
یلدا مبارک
سلام ظهرتون به خیر
بچه ها ما فردا تو مدرسمون برای روز دانش آموز و روز جهانی کــودک
جشن داریم،وبرای صرف صبحانه به صورت گروهی در کلاس خوردنـی
میبریم وای که فردا عجب روزی بشه،یه عالمه خوردنی های خوشمزه
و صد البته سالم.،مثل نان،پنیر،گردو ،میوه،شیر،کیک و....... و یک روز
خوب، با خودم فکر میکردم.
صبح که از خواب خوش بیدار شدم،حسابی خوش بگذرونم و در کنار این
که دختر خوبی باشم بعد از شستن دست و و صورت و خوردن صبحانه و
پوشیدن لباس آماده شم که همراه نیکو و رومینا بریم توی سرویس و یه
جای خوب بشینیم.
بعد هم که خودتون حدس بزنید تو مدرسه ،حسابی بترکونیم.
شما فکر نمی کنید خوش بگذره،مطمئنم با من موافقید.
پس من برم دیگه مشق هایم رو بنویسم که می خوام همراه نیکو ورومینا
بریم توی حیات قایم موشک بازی.
همتون دوست دارم،پس تا بعد.

کاش یکی بود یکی نبود.. اول قصه ها نبود
اونکه تو قصه مونده بود.. از اون یکی جدا نبود
کاش توی قصه های شب.. برق ستاره کم نبود
تو قصه جن و پری.. دلهره دم به دم نبود
روزی روزگاری دختری به نام سفید برفی باپدر و نامادری بدجـنس اش
در قصری بزرگ زندگی می کردند.
نامادری به سفید برفی حسادت می کرد.
روزی نامادری به شکارچی خودگفت :سفید برفی را به جنگل ببر و در
آنجا رهایش کن.
سفید برفی بعد از مدتی که در جنگل سر گردان بود ، به کلبه ای که
هفت کوتوله مهربان در آن زندگی می کردند، رسید.
روزی،جادوگری از طرف نامادری پیش سفید برفی آمد و یک سیـــــب
جادوئی به سفید برفی داد .بعد از خوردن سیب ،سفیـــد برفــــــی ــ
بیهوش شد.
شاهزاده ای که از آنجا می گذشت ،کنار او نشست.ناگهان سفیـــــد
برفی چشمش را باز کردو همراه شاهزاده به قصر بازگشتنند و بــــــه
خوبی و خوشی ،سالیان سال در کنار هم زندگی کردند.
من چون این داستان رو خیلی دوست دارم گفتم دوستای خوبم هــم
اونو بخونن هر چند مطمئنم همه این داستان رو خوندند.
من واسه عید یه دونه از این تخم مرغ های خوشگل می خوام هر کی می دونه از کجا می تونم بگیرم به منم آدرسشو بده آخه خیلی خوشگلن
تولدم مبارک
بچه ها می خوام بهتون یه خبر مهم بدم
البته یه کم دیر شد ولی اشکالی نداره
من روز ۱۸ دی متولد شدم خوش به حال
مامان و بابام.
واسم تولد گرفتن و یه عالمه کادو گرفتم.
حالا اونای رو که از همه مهمتره رو بهتون
می گم.
آلبوم هانامانتنا، لوازم تحریر هانامانتنـــا و
سیندرلاو پازل پری دریایی اینارو از همه ی
کادوهام بیشتر دوس دارم.
از همه ی دوستام تشکر می کنم.
وای که چقدر خوش به حالم شد.
دوستتون دارم.
بای 
سلام بچه ها: امروز پنج شنبه است .۱۰/۱۰/۸۸
تا چند ساعت دیگر سال ۲۰۱۰ آغاز می شود. امشب کریسمس است.
من کریسمس را دوست دارم و همین طور درخت کریسمس و بابانوئل را.
خیلی دلم می خواست که در خانیمان یک درخت کریسمس داشتـــــــه
باشیم.
من یک دوست دارم به نام ناستیا که هر سال روز کریسمس را جشـــن
می گیرند.قرار شده من به همراه خانواده برای کریسمس به خـا نــــه ی
آنها برویم.
سلام الان دیگه داره آخر هفته میشه دلم می خواد زودتر جمعه بشه که مجبور نشم
صبح زود بیدار بشم.
وای که چه خوبه یه خواب صبح،بچه ها شما چی می گید .
نکنه مثل من فکر نمی کنید ،نگید دیگه
چند شب قبل از شروع مدارس خیلی برای رفتن به مدرسه هیجان زده بودم
خیلی دلم می خواست که هر چه زودتر مدرسه ها باز شود.
دلم می خواست تا در کلاس سوم باچند تا از دوستانم که از کلاس اول باهم بودیم با آنها در یک کلاس باشم.
اسم آنها( آتوسا ، پانته آ ، گلتا ، آناهیتا و پانیذ بودند ولی با آنها هکلاس نشدم اما پانته آ و آتوسا در یک کلاس افتادند ، گلسا و آناهیتا هم با هم در یک کلاس درس می خوانند و پانیذ هم از این مدرسه رفت . حالا فقط یک دوست دارم که از کلاس اول و دوم با او بودم که اسم او بهار است و امسال هم در کلاس سوم با هم هستیم اما همیشه آناهیتا ، گلتا ، پانته آ و آتوسا را در حیات مدرسه می بینم .
بچه ها سلام من الان مسافرتم و دلم برای فیلم
عزیزم هانامانتنا تنگ شده خوش به حال اونای که
می تونن ببینن ،به جای من هم ببینید.
کی میاد باهم بریم دوچرخه سواری ؟
هر کی میاد دستا بالا .
مدرسه من در تاریخ ۳/۲/۸۸ تعطیل شد و من کلاس دوم را به پایان رساندم
از دوستانم خداحافظی کردم تا تعطیلات تابستانی را شروع کنم . اول بـرای
مسافرت به خانه مادر بزرگم می روم و بعد از برگشت از آنجا دلم می خواهد
به کلاس های تابستانی بروم مثل:شنا،نقاشی،باله وژیمناستیک بروم.بعدا
در مورد تعطیلات برایتان می نویسم.
مامان : خیلی وقته کتی توی حمومه .
چه بخاری راه انداخته!
گربه:یه ساعته که آب داغ بازه.
وای!کتی داره همه ی شامپو رو هد رمی ده.
کتی: مامان!آب یخ کرده دیگه شامپو هم ندارم.
حالا چی کارکنم؟
مامان: من شامپوی تورو تازه خریده بودم.
شامپوتو چی کار کردی ؟
گربه : من می دونم چی کار کرده.
کتی :شلپ شلپ شلپ.
وای!بازم بابا داره منو نصیحت می کنه.
اسراف کاری عادت خیلی بدیه. تو باید سعی کنی
این عادتو ترک کنی.
گربه: بابا حرفهای مهمی می زنه اما کتی گوش نمی کنه.
مامان: بازم شیر آب را باز گذاشتی؟
بازم اسراف... اسراف...!
بابا: با یه سطل آب هم می تونی دوچرخه ات را بشوری.
بابا:چی شده کتی؟!
مامان: پس ژاکتت کو؟
کتی : داشتم بازی میکردم ژاکتم گم شد.
گربه:وای !مگه آدم لباسشو گم می کنه؟!
بابا:کتی !تو دوباره تلوزیونو روشن گذاشتی و رفتی؟
گربه:این گربه درون تلوزیون دوست منه.
کتی:مامان ! مداد رنگی هام کوچولو شده اند.
دفتر نقاشی ام هم تمام شده.
حالا چکار کنم؟
مامان : ولی من اون بسته مدد رنگی رو دیروز برایت خریدم.
دفتر نقاشی رو هم امروزخریدم.چطور به این زودی تموم شد.
گربه: مدادهاشو تند تند تراشیده ورقای دفترشو هم کند!
بابا: پس چرا با این اسبا ب بازی که دیروز مامان برات خریده بازی نمی کنی؟
کتی: من اون اسباب بازی رو اصلا دوست ندارم.
گربه: پس چرا به مامان گفتی بخر؟
کتی : من می خوام دیگه اسراف کار نباشم.
گربه: خیلی خوبه.
| Design By : Pichak |



























